اسكندر بيگ تركمان
14
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و حليلهء جليلهاش به منزل آوردى و باز در شدت الم گفتى مرا به خانه من بريد ؟ خدمهء آن حضرت ميگفتند كه شما در خانهء خوديد . ميفرمود كه خانهء اصلى من آنست . شيخ را به آنجا ميبردند تا چند نوبت اينواقعه تكرار يافت و در حين ارتحال مريدان قدس نشان صفويه را جمع آورده اصحاب و اولاد را باستقامت منهاج شريعت مطهره و طريقهء مشايخ و بذل سفره و انعام و اكرام فقراء وصيت فرمود و در شأن حضرت شيخ صدر الدين موسى فرمود كه سجاده نشينى و ارشاد عباد مفوض بفرزندم صدر الدين است و بموعظه و نصايح ميپرداخت ، تا آنكه زبان معجز بيانش كه ترجمان ملهم غيبى بود از تكلم بازمانده آخر كلامش بدين ختم شد كه صلوا عليه و سلموا تسليما بعد از نماز صبح روز دوشنبه دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء خمس و ثلاثين و سبعمائه از دست ساقى اجل شربت نوشيد و چشم از مشاهدهء آشوبخانهء عالم كون [ 11 ] در پوشيد و حليلهء جليلهاش بدعا و خواهش كه از درگاه حى قديم نمود بعد از هيجده روز به آن حضرت پيوسته برياض چنان خراميد ، انا للّه و انا اليه راجعون الا ان اولياء اللّه لا يموتون و لكن ينقلبون . بيت هرگز نمردهاند و نميرند اهل دل * نامى است حرف مرگ بر اين قوم ترجمان ذوق فنا نيافته ورنه در نظر * رنگين تر از بهار بود خلعت خزان در فتوحات يمنى مذكور است كه سيد جمال الدين اصفهانى بموجب وصيت آن حضرت بر غسل و تجهيز پرداخت و سلطان صدر الدين در آن وقت در سفر سلطانيه بود . منتسبان سلسلهء عليه صفويه آن جسد مطهر را در همان مكان شريف كه مختار حضرت شيخ بود و اكنون مطاف طوايف نام دفن كردند . سلطان صدر الدين موسى بدرى بود از آسمان سرورى طالع و خورشيدى از سپهر نيك اخترى لامع از اوان صبى و آغاز نشو و نما انوار زهد و تقوى از ناصيهء همايونش پيدا و علامات صلاح ورشاد از صورت حالش هويدا ، رياض ولايت و ارشاد را سروى بود سرافراز و بعلو نسب و سمو حسب بين الافاخم و الأعالى منفرد و ممتاز چه از جانب پدر و الا گهر بطنا بعد بطن اختر برج سيادت و كرامت و از طرف مادر نيك اختر در صدف ارشاد و ماجد هفتمين سجاده - نشين مسند هدايت و زهادت و سداد در فتوحات يمنى مسطور است كه روزى كه ميانه صبيه محترمه شيخ زاهد و حضرت سلطان الاولياء عقد مناكحت وقوع مييافت ، شيخ زاهد در مجلس عقد برخاسته نسبت بشخصى غايب رسم تعظيم و نيازمندى بجاى آورد حاضران مجلس از سر اين معنى سؤال كردند . شيخ فرمود كه اولاد صفى الدين را كه نباير من باشند به من نمودند ، در آن ميان صاحب سعادتى بنظرم در آمد كه قايم مقام من و صفى خواهد بود علو مقامات و مدارج او را دريافته تعظيم او كردم و چون ماه طلعت آن عالى منزلت از افق ولادت طالع و عالم افروز گرديد . حضرت سلطان الاولياء ارباب ارادت و اصحاب رشاد را خبر داد كه اين جوهر گرامى آن فرزند سعادت پيوند است كه شيخ زاهد در مجلس عقد بتعظيم او قيام نمود و آن حضرت چند سال در خدمت والد بزرگوار اكتساب فضايل و اقتباس خصايل كرده در علو ظاهر و باطن مراتب كمال يافته صيت هدايت و ارشادش در عرصهء آفاق منتشر گرديد . مؤلف كتاب نفحات الانس در مناقب كاشف الاسرار خلاصه الادوار سيد قاسم انوار ميگويد كه معلوم نيست كه در عرصهء آفاق بعد از ائمة طاهرين بمرتبه و مقدار سيد قاسم انوار كسى يافت شود و ذكر كرده كه آن عارف ربانى نسبت ارادت و مريدى به حضرت شيخ صدر الدين اردبيلى ثابت دارد . بالجمله آن حضرت در حين ارتحال والد خجسته نژاد خازن نقود ارشاد گشته بعد از واقعه